


















قسم به دریای محبت که توی نگاهته
به اون خدایی که میدونم همیشه باهاته
نمیتونم بی تو بمونم توی این زمونه
اشکای من وقتی نیستی واسه ی تو رونه
دلم پریشونته , خراب و داغونته
نگاه نکن به این همه شبهای بی ستاره
ببین دلم برای دیدنه تو بیقراره
تو کوله راهه زندگی فانوس من نگاهته
حرفهای شیرینت واسم مثل شاخه نباته
دنیا برام بدونه تو مثل جهنم میشه
با تو باشم لحظه به لحظه غصه هام کم میشه
من و تو با هم میتونیم غصه هارو حاشا بکنیم
رو بال ابرها بشینیم دشت و تماشا بکنیم
نیمکت کهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولين بارش زمستاني
از ذهن پاك كرده است
خاطره شعرهايي را كه هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهايي را كه هرگز نخوانده بودي
امروز در کنارم نیستی حتی چهره ات را به خاطر ندارم!
شب در ماه به دنبال نگاهت می گردم. ای فرشته مهربان!
جای دستانت خالیست با عشق بگویم...عزیزم!!!
وقتي كه من با خويشتن تنهاي تنها مي شوم
هم صحبت آيينه ها همزاد رويا مي شوم
سر مي گذارم پيش دل دل مي سپارم دست غم
در ياد تو گم مي شوم در خويش پيدا مي شوم
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه .
يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه مي شکنه .
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .
يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه .
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه .
يه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره .
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه .
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه .
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه .
يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناري خوش آواز ، يه لب خندون ، يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشي ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معني داره ، جائي که :
چشماي اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقي مثل من باشي ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لباي کوچيکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکي قلبت رو با سلامت عشقم معني کنم ، و فقط از اينکه به من تکيه مي کني احساس مسئوليتم بيشتر ميشه .
احساس ميکنم بزرگ شدم چون الان فقط مال خودم نيستم .

براي گريه هايم مرحمي بودي ولي افسوس مي رفتي ....
براي بودنت من لحظه هارا به عقب بردم وتو در چشمهاي گريه آلودم نگاه
کردي ولي افسوس مي رفتي .....
نمي دانم چرا گفتي: ميان من وتو فرسنگها فاصله است کاش ميشد تا برايم
بار ديگر قصه ميگفتي واي افسوس بايد مي رفتي .....
چه آسان کوله بارسفرت را بستي آيا ميداني چه عاشقانه پشت سرت
گريستم وهق هق شبانه ام قلب ستاره هاي قريب را لرزاند
آيا ميداني؟
اگر ميداني برگرد واين تنهاترين تنها را تنها مگذار
برگرد...
برگرد ....
برگرد....
دست و پا کرد.
به راحتي مي شود در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد،ولي به سختي مي شود اشتباهات
خود را يافت.
به راحتي مي شود بدون فکر کردن حرف زد،ولي به سختي مي شود زبان را مهار کرد.
به راحتي مي شود کسي را که دوست داريم از خود برنجانيم،ولي به سختي مي شود اين رنجشرا
جبران کرد.
به راحتي مي شود کسي را بخشيد،ولي به سختي مي شود از کسي تقاضاي بخشودگي کرد.
به راحتي مي شود قانون را تصويب کرد،ولي به سختي مي شود به آن عمل کرد.
به راحتي مي شود به روياها فکر کرد،ولي به سختي مي شود رويايي را به دست آورد.
به راحتي مي شود به کسي قول داد، ولي به سختي مي شود به آن عمل کرد.
به راحتي مي شود دوست داشتن را به زبان آورد، ولي به سختي مي شود آن را نشان داد.
به راحتي مي شود اشتباه کرد، ولي به سختي مي شود از آن درس گرفت.
به راحتي مي شود دوستي را با حرف حفظ کرد، ولي به سختي مي شود به آن معنا بخشيد.
و در آخر:
به راحتي مي شود اين متن را خواند، ولي به سختي مي شود به آن عمل کرد.
ra dar to 
عجب رسواگرو رسوایی ای عشق
اگر چنگ تو با جانی ستیزد(عشق)![]()
چنان افتد که هرگز بر نخیزد(عشق)
خوشا عشق وخوشا ناکامی عشق![]()
خوشا رسوای و بد نامی عشق
خوشا بر جان من هر روز و هر شام![]()
همه دردو همه دادو همه سوز
خوشا عاشق شدن اما جدایی![]()
خوشا دردو نوای بی نوایی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه كه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني كه
و حالا نميدونم ته دنيا چقدره؟ نهايت دوست داشتن چنتاست؟ انگار خيلي هم حريص تر شدم.10 تا بستني هم كفافمو نميده!!!
اما ميخوام بگم دوستت دارم.....ميدوني چقدر؟ به اندازه همون ۱۰ تایه بچگی
آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم تا برای توبمیرم.
مهربان من!
آمدم ای نازنینم تا به جبران گذشته سر زپایت برنگیرم.
همزبان من!
آمدم تا آنکه باشم تکیه گاه خستگی هات.
ای گل نیلوفر من!
تا سحرگاهان بپیچد عطر گرم بازوانت در حریم بسترمن.
مهربان من!
بر دو چشم من نگاه کن تو من را از من جدا کن.
با محبت آشنا کن.
ترک آن افسانه ها کن مهربانی را صدا کن.
این تو من را رها کن
نازنینم
تو من را از نو بنا کن
کنجکا و شد و پرسید:ای ابلیس این طناب هابرای چیست ؟
جواب داد برای اسارت آدمیزاد.
طناب های نازک برای افراد ضعیف النفس وسست ایمان و طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه میشوندسپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت وگفت:این ها را هم انسان های با ایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشت اند پاره کرده اندواسارت را نپذیرفتند.
مرد گفت :طناب من کدام است ؟
ابلیس گفت: اگر کمکم کنی تا این طناب های پاره را گره بزنم خطا ی تو را به حساب دیگران می گذارم.
مرد قبول کرد.ابلیس خنده کنان گفت: عجب با این ریسمان ها ی پاره هم میشود انسانی چون تورا به بندگی گرفت!
راستی طناب ما کدام است؟!!!!
کيستي که من اينگونه به اعتماد نام خود را با تو مي گويم.
کليد خانه ام را در دستت مي گذارم
نان شادي هايم را. با تو قسمت مي کنم
به کنارت مي نشينم
و بر زانوي تو .اينچنين به خواب مي روم ؟
کيستي که من اين گونه به جد. در ديار روياهاي خويش با تو درنگ مي کنم
(احمد شاملو)
به انتهاي احساسي آرام انديشيدم

برای من زندگی ودنیا ومردمان همه هیچند . زیرا جز آنچه مال اوست چیزی ازجهان نمی خواهم ....
ببین ، ای رهگذر، هرچه را که یادگاراو نیست یکسره به تو می بخشم ...
چقدربه خود رنج می دهم تا گیسوانم را بیارایم وعطرهای گرانبها برتن زنم وجامه های
دلپذیربپوشم تا در نظرش زیبا جلوه کنم ...
ولی اینهمه چیزی نیست ،اگر می بایست برای خاطر او روز و شب آسیا بگردانم ، وپاروبزنم
وسینه زمین را بشکافم ، باز لحظه ای در این راه درنگ نمی کردم .
تنها ای خدایان ، کاری کنید که او خود بدین عشق سوزان من پی نبرد، زیرا،آنروزکه بداند دل
من براستی درگرواوست ، در پی دلداری دیگر خواهد رفت !... ![]()

من بي عشق ميميرم.
عشق را همه جا ميتوان ديد:
دردامان سبز مادر
دردستان خسته پدر
درچشمهاي زني كه درباران خيس شده است
درسوت ممتد قطاري كه پس فردا از راه ميرسدودر هواي ابري امروز.
با عشق ميتوان حرف زد
با عشق ميتوان راه رفت
با عشق ميتوان گريه كرد
با عشق ميتوان همه ديوارها را برداشت و به جاي آن پنجره كاشت.
سوگند به چشمهاي تو كه هميشه بيدارندبزرگترين درس هستي جز اين دو حرف نيست:
بي عشق نميتوان زيست
بي عشق نميتوان بود.![]()
![]()
![]()