
زمان...
بس کند می گذرد برای آنان که در انتظارند
بس تند می گذرد برای آنان که می ترسند
بس طولانی است برای آنان که در اندوهند
و بس کوتاه برای آنان که سر خوش اند
اما ابدی است برای آنان که عاشقند.

اسم من چیست خدایا چه کنم یادم نیست
امشب آماده شدم تا چه کنم یادم نیست
من که همسایه نزدیک شقایق بودم
پاشدم آمدم اینجا چه کنم یادم نیست
من چرا از تو بریدم و چرا برگشتم
و بنا شد که دلم را چه کنم یادم نیست.
عشق آتش است اما آتشی سرد با وجود این باید در این آتش سوخت زیرا این آتش تطهیر کننده است.
این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ناخالصی است که می سوزد و طلای خالص باقی می ماند .
بدین سبب عشق رنج آفرین است زیرا خواهان خراب کردن ماست تا دوباره آباد کند دانه باید شکسته شود وگرنه درخت چگونه می تواند متولد گردد؟
رود باید به انتها برسد وگرنه چگونه می تواند به دریا ملحق شود؟
بنابراین راحت باشیم و بگذاریم سوخته شویم وگرنه چگونه می توانیم متولد گردیم و خویشتن خویش را بیابیم؟
|
امشب به سوگ ارزو هایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم امشب شمع حسرت ارزو های بر باد رفته ام ذره ذره اب می شود امشب برای مرگ ارزو هایم لباس سیاه پو شیده ام کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه ی دلم می امد کاش امشب تو بودی و دلداریم می دادی و دفتر کال ارزوهایم را ورق میزدی اما افسوس که نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست تو مرا تنها گذاشته ای و من در باورم نمی گنجد در باورم نمی گنجد که بازیچه ای بیش نبودم در باورم نمی گنجد که در مقابل احساس پاکم ریایی بیش ندیدم و هزار گونه چرا ؟؟؟!!! اما ایا جوابی برای این عمل وجود ندارد...؟! |
التماس به خدا عزت است اگر براورده شود نعمت است و اگر براورده نشود حکمت است اما التماس به خلق ذلت است اگر براورده شود منت است و اگر براورده نشود خفت است
![]()
ز فراق سینه سوزت ، غم سینه سوز دارم 
گلِ من قسم به عشقت ، نه شب و روز دارم
به دو گونه ی لطیفت، به دو چشم اشک ریزم 
که به راه عاشقی ها ، زبلا نمی گریزم
به تو ای فرشته ی من ، گلِ من، ترانه ی من
که جدایــی از تو باشد غم جاودانه ی من
چون تو در بَرَم نباشی، غم بی شمار دارم
تو بدان که با غم تو ، غمِ روزگار دارم
وقتي در آخرين دادگاه زندگي، دادگاهي كه شاكيانش اشكهايم و قاضي آن سرنوشت
بود به جرم
تنهايي محكوم شدم،نه از وكيلم كه آواي حزين قلبم بود كاري بر آمد و نه از
شاهدانم كه در و ديوارهاي
غم گرفته ي اتاقم بودند و قلب سپيد دفتري كه هر روز به خاطر خودخواهي من،
عمرش را صفحه به صفحه
از دست مي داد.
پس، جزايم را حبس ابد در زندان غم ها نوشتند و بر پيشانيم مهر كردنذ كه:«ايناسير سر نوشت است و
هيچ بخششي شامل حالش نمي شود. به غم ها بگوييد هر روز به مهماني لحظاتش
بروند و ردپاي تلخ ستم شان
را بر سر و رويش بنشانند».و من از همان روز در تنگ ترين سلول انفرادي نا
مريي ذهنم نفس مي كشم.
آيا هيچ قانوني نيست كه سكوت آزار دهنده ي سرد و بي روح را بشكند؟!
به خداوندابه آستانت دعا می خوانم
و نغمه می سرایم
خداوندا تنها نیازم را تو می دانی و بس
خداوندا در دل تاریکیها
و در اوج روشنائیها دستانم را
با امید به تو و رو به تو بلند میکنم
و در انتظار اجابت توام
خداوندا خستگیها را از وجودم
تیرگیها را از قلبم و نامیدیهارا
از فکر و روحم بزدای ای خدای بزرگ
شاعر وفرشته ای باهم دوست شدند فرشته پری به شاعر دادو شاعرشعری به فرشته .
شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت وشعرهایش بوی اسمان گرفت وفرشته شعر شاعر را زمزمه کردودهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت:دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هردوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی اسمان را بشنود
زمین برایش کوچک است وفرشته ای که مزه عشق را بچشد اسمان برایش تنگ.
پر فرشته دست شاعر را گرفت تا راههای اسمان را نشانش بدهد و شاعر بال فرشته را گرفت تا کوچه پس کوچه ای زمین را نشانش بدهد شب که هر دو به خانه برگشتند
روی بال فرشته قدری خاک بود و روی شانه های شاعر چند تا پر
می خواهم در اکنون زندگی کنم.شاید فردایی نباشد.می خواهم زندگی کنم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
انسان به وسیله براوردن تمایلات خود نمی تواند به لذت و شادکامی برسد بلکه در صورتی می تواند به آن سرچشمه راه یابد که پا بر سر این تمایلات بگذارد.[ آندره ژید]
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم ,گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم . يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم . دوستان به خدا بي وفايي نکنيد ، با دل شکسته جدايي نکنيد يا وفا کنيد تا آخر عمر, يا از اول آشنايي نکنيد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر کس که انسان تر است از آنچه هست ، بیشتر در خود نیاز احساس می کند؛ زیرا انسان به میزانی که برخوردارتر است انسان نیست، بلکه انسان به میزانی که خود را نیازمند تر احساس می کند انسان است
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد وسعت دنياي هركس به اندازه وسعت تفكر اوست..." ![]()
![]()
![]()
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد ![]()
![]()
![]()