
نفرين بر دل عاشق من ... نفرين بر من... بايد بگم... دلي که از تو دورش کردن بهتره بميره.
خيلي دوست دارم ، من هم نوشته مو با اسم عشقم ادامه بدم.ولي چه کنم که اين هم برام ممنوعه.
پس من برايه چي زنده موندم... جواب سوالمو مي دوني... اگه بميرم بهتره... واسه تو بهتره...
اگه مي بيني تا حالاش زنده موندم " تو بودي " ... اصلا تو که اومدي زندگيم عوض شد...
درسته که هميشه اشکمو در مياري... ولي عيبي نداره... 
اي کاش الان صداتو مي تونستم ، بشنوم... آخه خوابم نميبره... دلم بدجور هواتو کرده...
چرا ديگرون حق دارن تورو ببينن ... ولي من نه ... آخه اين چه قانونيه... من از اين قانون متنفرم...
من ميخوام تورو ببينم... دلم برات تنگ شده ... ديگه کم کم داره ميزنم به سرم برم يه جايه دور...
آخه مي خوام از دست اين قانون گذاراي بي انصاف فرار کنم...
نمي خوام هيچکي تورو ببينه... زوره مگه ، مال خودمي ، هيچکي حق نداره تورو ببينه، من ميگم...
آره من ميگم... چرا اونا تورو هر روز ببينن ... ولي من که ديونه تم ، اونا نميذارند ببينمت...
دلم خيلي خسته س... دلم برا ساز زدنت تنگ شده... بايد بهم قول بدي، برام حتما ساز بزني...
برام دعا کن... کمکم کم... محتاج حرفاتم... وقتي صداتو مي شنوم ، انگار رو ابرا نشستم...
دلم برات تنگ شده عزيزم.... قربون اون صدات برم. طاقتم ديگه تموم شده...کجايي؟