تبليغاتX
داستان عشق
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385
یادته
Entry for March 25, 2006

یادته اومدی ازم پرسیدی: واسه ی چی زنده هستی؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در حالیکه تمام وجودم فریاد می زد فقط برای تو گفتم برای هیچی

بعد من از تو پرسیدم برای چی زنده هستی ؟؟؟؟؟

:در حالیکه اشک تو چشمای آسمونیت جمع شده بود گفتی

 برای کسی که واسه ی هیچی زنده ست.....................

+ نوشته شده در 16:25 توسط محمد حسين.