تبليغاتX
داستان عشق
سه شنبه پانزدهم آذر 1384
ابی

اگرچه جاي  دل درياي خون در سينه دارم 
ولي در عشق تو دريايي  از دل کم مي آرم
اگرچه روبروئي مثل آئينه با من 
ولي  چشمام بسم نيست براي سير ديدن
نه يک دل نه هزار دل  همه دلهاي عالم
همه دلها رو ميخوام که عاشق تو باشم

توئي عاشق  تر از عشق 
توئي شعر مجسم 
تو باغ قصه از تو  سحر گل کرده شبنم
تو چشمات خواب مخمل
شراب ناب شيراز 
هزار ميخونه  آواز 
هزارو يک شب راز
ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه  صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه  صد چشم همه چشما رو ميخوام
تو رو بايد مثل گل
نوازش کرد  و بوئيد
با هرچي چشم تو دنياست فقط بايد تو رو ديد
تو  رو بايد مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هرچي لب  تو دنياست تو رو بايد صدا کرد

ميخوام تو رو ببينم
نه يک  بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک  چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام

+ نوشته شده در 17:10 توسط محمد حسين.