تبليغاتX
داستان عشق
دوشنبه دوم مرداد 1385
خداوندا
به خداوندابه آستانت دعا می خوانم

و نغمه می سرایم

خداوندا تنها نیازم را تو می دانی و بس

خداوندا در دل تاریکیها

و در اوج روشنائیها دستانم را

با امید به تو و رو به تو بلند میکنم

 و در انتظار اجابت توام

خداوندا خستگیها را از وجودم

تیرگیها را از قلبم و نامیدیهارا

از فکر و روحم بزدای ای خدای بزرگ

+ نوشته شده در 16:49 توسط محمد حسين.