
|
امشب به سوگ ارزو هایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم امشب شمع حسرت ارزو های بر باد رفته ام ذره ذره اب می شود امشب برای مرگ ارزو هایم لباس سیاه پو شیده ام کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه ی دلم می امد کاش امشب تو بودی و دلداریم می دادی و دفتر کال ارزوهایم را ورق میزدی اما افسوس که نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست تو مرا تنها گذاشته ای و من در باورم نمی گنجد در باورم نمی گنجد که بازیچه ای بیش نبودم در باورم نمی گنجد که در مقابل احساس پاکم ریایی بیش ندیدم و هزار گونه چرا ؟؟؟!!! اما ایا جوابی برای این عمل وجود ندارد...؟! |