
تنگ غروب عرفه شور میزنه دل همه کربلا رو جارو کنین میاد امیر علقمه
توی بیابون پیچیده صدای زنگ غافله حسین نیا که با عطش نداری خیلی فاصله
یه بار دیگه عرفه از راه رسیده یه روز تنگ و دلگیر اونقدر دلگیره که ...
نمیدونم چرا روزای قبل از عرفه واعتکاف یه حس عجیبی بهم دست میده و همیشه قبل از این روزا یه دلشوره عجیبی دارم؟
(اینایی که میخوام بگم شعار نیستا حرف دلمه!)
وقتی خوب فکر میکنم میبینم که چقدر ائمه لطف دارن نسبت به ما. من که دیگه خودم میدونم چیکاره ام؟آخه یه بار، دوبار، 10بار، 100بار... … من که خودم میدونم چقدر غرق گناه شدم .![]()
حالم از خودم بهم میخوره .هر روز یه بازی جدید .هر روز دورتر و دورتر میشم .. نه نمازی نه عبادتی نه توسلی نه اشکی...دلم برا کمیل خوندن تنگ شده، دلم برا شبای اعتکاف تنگ شده،
دلم برا خوب بودن وپاک بودن، برا یه نماز درست و حسابی خوندن تنگ شده .دلم برا شهدا تنگ شده
کاری به سر خودم اوردمکه دیگه شهدا هم ...از این همه تارایی که دور خودم پیچیدم حالم
بهم میخوره...
اما نمیدونم پس چرا بازم راهم میدن؟بازم بهم اجازه میدن حرف بزنم، بگم، بنویسم،
بخونم ؟؟؟ هر بار به یه بهونه ای میارنم تو راه .حالا هم که عرفه اومده.نمیدونم چی بگم؟گرچه خیلی بدم و گنهکار و ...اما دلمو نمیتونم هیچ کاریش کنم دلم با شماهاست . بخدا نمیخوام دل شما رو بشکنم.نمیخوام پای شیطونو وسط بکشم اون یه طرف قضیه ست نفسم داره بدبختم میکنه
خدایا!با اینکه بدم و روسیاهم اما دوست دارم.همه امیدم اومدن تو مجالس اهل بیته .اینو ازم نگیر .
شنیدم که اگه خدا بخواد یکی رو تنبیه کنه بدترین تنبیه اینه که لذت عبادت ازش گرفته میشه!!!
هیچی نمیخوام !فقط خودت!با تو بودن از همه چی بهتره!!!خدا جون ممنونتم .شکرت خدااااااااااا.
از اعتکافم که هیچی نمونده همه رو خراب کردم .شبای قدر و رمضون رو هم که...الان دیگه امیدم به عرفه ست!![]()
خداجون!ین بار رو دیگه یه کاری کن ادم شم.برا تو که کاری نداره!
لذت عبادت با خدا یه چیزه دیگه ایه!عرفه یه فرصت خوبیه برا عهد بستن با خدا.یه عهد جدی و درست .از خدا بخوایم کمکمون کنه .یادمون نره که فقط خودمون پا نشیم بریم
یه نفر هم یه نفره هاااا!![]()